الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

71

الغدير ( فارسي )

و چوبها را برافراشتند و او بر جهاز شتران قرار گرفت و على را فرا خواند و على به نزدش رفت ، پس فرمود : اين نمايندهء من در ميان شما است و كسى است كه در امور بايد به او تكيه كرد . ما چون اين دو انگشتيم ، و به انگشتان پيوستهء دستش اشاره فرمود : جوياى ديگرى كه در پاكى به او بماند ، نباشيد كه على را در ميان شما ، مانند نيست . سپس دستش را به دست على در آورد و آن را تا بلندترين نقطه بالا برد . و فرمود : با او بيعت كنيد و كار را به او واگذاريد ، تا از لغزش در امان بمانيد . آيا من ، مولاى شما نيستم ؟ پس اين على سرور شما است و خداى عزّ و جل ، به آن گواه است . پروردگارا ! دوست بدار هر كه حيدر را دوست دارد ، و دشمن و خوار دار ، آنكه وى را دشمن و خوار دارد . اى خداى گواه بر من ، من آنچه را كه جبرئيل فرود آورده بود ، تبليغ كردم و سستى نورزيدم . پس آنان ( با على ) بيعت كردند و تهنيت و بخ بخ گفتند ، حال آنكه ، سينه ءشان از كينه مالا مال بود . به آنكس كه از على بيزار است بگو : « از على » چه ديدى ؟ و به آن كه از او روى گردان است بگو چرا روى گردانى ؟ « غديريهء » 12 مرا آگهى دهيد ، كه چه برهان آشكارى بر تفضيل على توان آورد ، پس از آنكه بهترين مردم ، احمد ( ص ) در روز غدير خم ، در ميان مردم